نقد ادبی به شیوه مکتب تاویل یا هرمنوتیک

 

هرمنوتیك

(Hermeneutics) یا مكتب تأویل ، در نقد ادبی نو ، به منظور درك و فهم متون به كار گرفته می‌شود، و آن چنان در قید شناسایی نویسنده، تأملات درونی و گذشتة او نیست. واژة هرمنوتیك، برگرفته از واژه هرمنییون (Hermeneuein) یونانی است؛ كه معنای تفسیر از آن استنباط می‌گردد. در میان صاحبنظران غربی، بر سر اینكه چرا به آخر این واژه s وصل شده است، اختلاف نظر وجود دارد. در این ارتباط، بسیاری، حرف s را زاید دانسته، و هیچ دلیل موجهی برای حضور آن در انتهای این واژه پیدا نكرده‌اند. در هر حال، مكتب هرمنوتیك، در پی آن است كه متن را به شیوه‌ای متفاوت ، تفسیر كند.

ادامه نوشته

روایت قرآنی / عباس معروفی

 

از چند کتاب عهد عتیق که خواندنش بر هر نویسنده‌ای واجب است، یکیش قرآن است.

در طاقچه‌ی ذهن نویسنده اگر این کتاب‌های عتیق ارجمند نباشد، کارش جایی خواهد لنگید.

تورات، انجیل و قرآن منشأ قصه‌هایی اسطوره‌ای‌اند، به‌ویژه قرآن سرشار از قصه‌هایی است که هر یک می‌تواند آینه‌ای از زندگی امروز انسان باشد.

 

ادامه نوشته

زمین کنار جاده/مايكل شي بان» Michael Chabon

مترجم: فرشيد عطايي

يادم نمي آيد ما در بچگي براي خريد كدو حلوايي به كجا مي رفتيم. من در حومة شهر «مريلند» بزرگ شدم؛ حومه اي كه در آن روز ها داشت زمين زراعي «پييه دومون» را محاصره مي كرد، و به گمانم ما با ماشين به باغ ميوه يا مزرعة كس ديگري رفتيم، و اين يكي از مكان هايي بود كه ما تابستان ها براي تهية ذرت و تمشك، و زمستان ها براي تهية سيب و شربت سيب به آنجا مي رفتيم. ولي خوب يادم هست كه وقتي كدو حلوايي ها را به خانه مي آورديم پدرم چگونه با بزرگ ترين چاقوي توي كشوي آشپزخانه به طرف شان مي رفت. او مردي وسواسي بود كه بدش مي آمد دستش كثيف شود، مخصوصاًَ با غذا، ولي او از طرفي دكتر هم بود، به همين خاطر مثل دكتر ها جمجمة پرتقال را خالي مي كرد، گوشت هاي ريش ريش پرتقال را از پوست جدا مي كرد، و بعد با لبة يك قاشق فلزي بزرگ قسمت داخلي پوست پرتقال را مي تراشيد. يادم هست چطور حين كار لبانش را بر روي هم چفت مي كرد و چگونه نفسش را به طرز ناخوشايندي از توي دماغ هن و هن كنان بيرون مي داد.

ادامه نوشته