باشــــــــد برای بعـــد. پري غلامي
- گفتی ماهیانه چقد بهت می ده؟
- 50 تومن واسه پول تو جیبی می داد. دیگه نمی ده. دو سه ماهی می شه. می گه ندارم.
- خرجی خونه چی؟ ببینم کتکت می زنه؟ اعتیادی چیزی؟
آمدم بپرم وسط حرفش، بلند شد رفت سمت پنجره. طناب های کرکره ی طوسی را یکی دو بار بالا و پایین کرد.آفتاب بی رمقی از سایه روشن پنجره روی موکت خاکستری اتاق افتاد.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 7:2 توسط معاصران
|
معاصران با همت و تلاش جمعی از داستان نویسان جوان شهر مشهد شكل گرفت. هم اکنون جلسات معاصران با مديريت آقای موسی زاده که از داستان نویسان موفق و جوان اين شهر هستند برگزار ميگردد. هر يك از شما عزیزان می توانید داستان های کوتاه خود را به ایمیل m.moaseran@yahoo.com ارسال کنید. لازم به ذکر است داستانهایی که دارای کیفیتی مناسب باشند به همراه نقدشان در وبلاگ درج می شوند.