پرتوی خورشید/نوشته مجتبی اصغری فرزقی

 

مرد با دستمال کاغذی پلاک خانه اش را که شما ره 12 بود تمیز کرد. بعد کنجکاو شد که از چشمی درب ورودی داخل خانه اش را ببیند. هر چه سعی کرد چیزی را ندید فقط تصویر ریز و نامفهومی از اشیای پاگرد را دید.

زنگ را زد .صدایی از داخل آمد

-کیه ؟

ادامه نوشته

چاقوي اِسكي لستونا. يان فِريدِ گُرد  (1968- 1897). ترجمه مريم جواهري مشهدي

طي سالهاي دهه­ي سي بسياري از نويسندگان سوئدي در آثارشان شروع به نوشتن از زندگي كارگران و گاركران كشاورزي كردند. (كارگران كشاورزي در استخدام مزارع بزرگ كشاورزي بودند. آنها خود مالك زمين نبودند و غالباً در شرايطي سخت و فقيرانه زندگي مي­كردند). بسياري از اين نويسندگان خود در چنين شرايط كارگري- كشاورزي باليده بودند و كودكي و دوران رشد خود را در خود زندگينامه نوشت­ها به تصوير مي­كشيدند. اين در مورد آيوينديو هانسون با چهار رمانش در مورد اولاف و رمان گلهاي صدف هري مارتينون صادق است. آن دو نويسنده­اي كه به ويژه در مورد زندگي كارگران كشاورزي نوشته­اند. يان فِريِد گُرد و ايوارلويو هانسون هستند.

يان فريد گرد در يك خانواده كارگر كشاورزي در اوپلند به دنيا آمد. او فقط چند سال به مدرسه رفت و از سنين نوجواني به مشاغل مختلفي مشغول شد. همچنين او از دوره­هاي طولاني بيكاري رنج بسيار ديد. اين عاملي بود كه در درجه اول باعث روي آوردن او به كتابخواني و به تدريج انگيزه او براي نوشتن شد. فريد گرد حدود سي كتاب نوشته است. مشهورترين آثار او سه رمانش در مورد لارش هُرد است كه خود زندگينامه نوشت هستند.

ادامه نوشته

سهم ایرانیها در ادبیات جهانی

 

همه می دانند و همه دایم می گویند که سهم ادبیات ایران در ادبیات جهانی بسیار ناچیز است.  به نظر می رسد ایرانیان در این عرصه هم همچون موارد دیگر در انتظار یک منجی اند که جایزه نوبل ادبی را در سینی طلا تقدیمشان کند. برخی نویسندگان معتقدند کار چاپ و انتشار کاری به زبان دیگر باید از طرف ناشر خارجی صورت گیرد. اما ناشر خارجی به بازار نگاه می کند و در بازار انگلیسی زبان هیچ شناسایی از ادبیات معاصر ایران نیست. به همین دلیل هم در مواردی که  اساساً توجهی از طرف ناشری نشان داده شده یا با حمایت بنیادهای فرهنگی و پژوهشی متکی به بودجه های دولتی و بورسیه های دولتی دانشگاه ها بوده، یا ناشران (همچون Mage  یا Mazda) اصالتا ایرانی بوده اند. در مواردی هم به دلیل مسایل سیاسی که تنها نقطه توجه وسیع تر انگلیسی زبانها به کشورهای خاورمیانه است، کتابهایی، بخصوص کارهای نویسندگان زن ترجمه و منتشر شده اند.

ادامه نوشته

زبان در مقام ساختار/محمدرضا ارشاد

 

فردیناند دوسوسور(1913-1857) را شاید بتوان مهم‌ترین اندیشمند سده بیستم از حیث گستره تاثیرگذاری نامید.

او که در ژنو زاده شده بود، در آغاز در دانشگاه «ژنوا» به مطالعه زبان‌های سانسکریت، لاتین و یونانی پرداخت و سپس به لایپزیگ و برلین رفت و مطالعاتش را درباره زبان تکمیل کرد. او بعدها به پاریس رفت و درس‌گفتارهای خود را درباره زبان‌های باستانی و نو آغاز کرد. وی از سال1906 درس‌گفتارهای معروف خویش را که بعدها توسط شاگردانش به نام «دوره‌ زبان‌شناسی عمومی» به چاپ رسید، در دانشگاه ژنوا شروع کرد

ادامه نوشته

آجرهاي قهوه اي مايل به سياه. مصطفي محمدي

92/3/23

همسرم زن مهرباني است آنقدر مهربان است كه تمام امروز را به خاطر يك سگ ناراحت بود. امروز بعد از ظهر كه از كتابفروشي برگشتم مرجان خانه نبود گفتم حتما باز كارش طول كشيده برايش چاي دم كردم دير وقت آمد و بي توجه به من رفت توي اتاقش دنبالش رفتم ديدم سرش را بين دو دستش گرفته و پيشانيش عرق كرده نگران شدم ولي جرئت نكردم چيزي بپرسم برگشتم...

ادامه نوشته

گروتسک چیست؟

تبارشناسی واژه

واژه‌ی گروتسک (grotesk) از واژه‌ی ایتالیاییِِ grottesco و واژه‌ی لاتینِ grottesca به معنی «مغاک» می‌آید، چون به نوع ویژه‌ای از تزییناتِ داخل مغاک‌هایی که قیصرهای روم می‌ساختند، ارجاع می‌دهد.
این تزیینات نقاشی‌های دیواری ۳۲۰۰۰ سال پیش، آمیزه‌ای از انسان- حیوان و گیاهان و موجودات افسانه‌ای و دوجنسه را به نمایش می‌گذاشتند. این واژه ابتدا در اواخر قرن پانزدهم، در عصر رنسانس، در تاریخ هنر پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد تا نامی برای نقاشی‌های مذکور باشد.

ادامه نوشته

داستان آدامسي كه بالون شد و مرد !. حسين نظري

بعد از بيست سال تو بودي ، من و آن درخت خشكيده ي روي پشت بام اداره ي پست . هنوز آدامس صورتي در دهانت جان مي داد و تو آن را مثل بالوني در هوا باد مي كردي . من پشتم را ميخاراندم . دستم سياه شده بود . پيشاني مادر سوخته بود در هواي آفتابي . تو هنوز آدامس مي كشتي . كلاغ ها گريه مي كردند براي شاخه ي خشك شكسته از درخت اداره پست . يك جفت كفش پاره را در هم كردم و به كناري گذاشتم . روي دستم عنكبوت بود . توي جيب پشتم سه عدد آدامس . مرد از كنارت رد شد ، هواسش پرت بود ، ماشين لهش كرد . شاهين و طوطي مغزش را براي دسر بردند .
ادامه نوشته

من تو را نمي كشم. عليرضا ميرزايي. بهار 1391

ناصر همیشه دوست داشت یکی مثل "هیتمن" باشد. قد بلند، خوش تیپ و کاملا تاس. با یک دست کت و شلوار مشکی، پیراهن سفید و کراوات قرمز. البته با یک جفت کلت اتوماتیک طلایی.تصور می کرد؛ یک آدم حرفه ای هیچ وقت درگیر احساساتش نمی شود. تا این که چند شب قبل نشسته بود روبروی تلویزیون و فیلم "هیتمن 5" را تماشا می کرد. یک ژنرال روسی داشت هیتمن را برای ماموریت جدیدش راضی می کرد. اما او با لباس خواب، در حالی که دست هایش را پشت گردن قفل کرده بود لبه ی تختخوابی در یک اطاق کوچک با دیوارهای سیمانی نشسته بود.

ادامه نوشته

آن کارت سبز/ بیرگر نورمن (1914)/ ترجمه مریم جواهری مشهدی

بیرگر نورمن (1914) از اهالی شمال سوئد است و ضمن مشاغل گوناگون مدتی نیز کارگر صنایع چوب­‌بری بوده است. او یک سوسیال دموکرات فعال است، اما در اشعار، نمایشنامه­‌ها و داستان­ های کوتاهش غالباً نسبت به جامعه ­‌ای که در زمان حاکمیت سوسیال دموکرات­ها رشد کرده است، موضعی انتقادی دارد. نورمن در اغلب داستان­‌های کوتاهش مانند نمونه فعلی، فانتزی اغراق ­‌آمیزی به­‌ کار می­‌برد تا بی­‌ پناهی و آسیب ­‌پذیری انسان­ها را در یک جامعه دیوانسالار، به­‌ تصویر بکشد. در این داستان کوتاه او کوشیده تا از یک زبان اداری دشوار استفاده کند و به‌ کارگیری این زبان از سوی او روشی است برای تعمیق طنزی که در اثر به­‌ کار گرفته است.

ادامه نوشته