نقد داستان بابا برگردد
یکی از اولین نکات در خصوص داستان بابا برگرد به عنوان این داستان باز می گردد در عنوان این داستان همه چیز لو داد شده ما می دانیم که بدون شک دختربچه پدرش را از دست داده و چسب دزدی های او ارتباطی به این قضییه دارد بدین ترتیب مهمترین پایگاه تعلیق در این داستان از بین می رود
نقطه اوج داستان در انتها اثر است لذا پیشنهاد می شود با تصویر پردازی بیشتر این فضا شکل بگیرد و نویسنده سعی کند مخاطب را با شخصیت همراه سازد به عنوان مثال می توان گفت که محل قرار گرفتن قاب عکس نحوه صحبت کردن دختر با قاب شکل کاردستی که می تواند بیانگر تلاش بسیار دختر بچه باشد حساسیت دختر در جابه جایی کاردستی و غیره نام برد
دیالوگ انتهایی دختربچه به هیچ عنوان داستانی نیست و به کلیشه نزدیک می شود شاید یک درد دل طولانی و کودکانه مثل شکایت از نداشتن اسباب بازی زیبا یا گزارش بازی روزانه و غیره می توانند به صورت غیر مستقیم تاثیر خود را بگذارد
لحن اثر در برخی جملات به نحوی است که به نظر می رسد نویسنده با مطالعه داستانهای بیشتر می تواند به نثری منسجمتر دست یابد
ایده اصلی طرح برای یک داستان کوتاه مناسب است و شاید بارزترین نقطه مثبت داستان همین طرح باشد یعنی کودکی برای بازگشت پدر از دست داده اش برای او کاردستی درست می کند امیدوارم تجربه و تلاش بیشتر نویسنده این طرح خام را پخته تر و کاملتر گرداند
با آرزوی توفیق برای همه دوستانی که در عرصه داستان نویسی فعالیت می کنند
معاصران با همت و تلاش جمعی از داستان نویسان جوان شهر مشهد شكل گرفت. هم اکنون جلسات معاصران با مديريت آقای موسی زاده که از داستان نویسان موفق و جوان اين شهر هستند برگزار ميگردد. هر يك از شما عزیزان می توانید داستان های کوتاه خود را به ایمیل m.moaseran@yahoo.com ارسال کنید. لازم به ذکر است داستانهایی که دارای کیفیتی مناسب باشند به همراه نقدشان در وبلاگ درج می شوند.