همانطور که گفته شد تنها داستانهایی که درخواست نقد داشته باشند با زبان قاصر بنده تا حدودی نقد می شوند پیش از بررسی این داستان یاداوری می کنم موفقیت در داستان نویسی نیز مانند هر هنر علم و حرفه ای نیاز به پشتکار و تلاش دارد هیچ نجاری روز اول میز فوق العاده ای نمی سازد و هیچ کوه نوردی روز اول قله اورست را فتح نمی کند

یکی از اولین نکات در خصوص داستان بابا برگرد به عنوان این داستان باز می گردد در عنوان این داستان همه چیز لو داد شده ما می دانیم که بدون شک دختربچه پدرش را از دست داده و چسب دزدی های او ارتباطی به این قضییه دارد بدین ترتیب مهمترین پایگاه تعلیق در این داستان از بین می رود

نقطه اوج داستان در انتها اثر است لذا پیشنهاد می شود با تصویر پردازی بیشتر این فضا شکل بگیرد و نویسنده سعی کند مخاطب را با شخصیت همراه سازد به عنوان مثال می توان گفت که محل قرار گرفتن قاب عکس نحوه صحبت کردن دختر با قاب شکل کاردستی که می تواند بیانگر تلاش بسیار دختر بچه باشد حساسیت دختر در جابه جایی کاردستی و غیره نام برد

دیالوگ انتهایی دختربچه به هیچ عنوان داستانی نیست و به کلیشه نزدیک می شود شاید یک درد دل طولانی و کودکانه مثل شکایت از نداشتن اسباب بازی زیبا یا گزارش بازی روزانه و غیره می توانند به صورت غیر مستقیم تاثیر خود را بگذارد

لحن اثر در برخی جملات به نحوی است که به نظر می رسد نویسنده با مطالعه داستانهای بیشتر می تواند به نثری منسجمتر دست یابد

ایده اصلی طرح برای یک داستان کوتاه مناسب است و شاید بارزترین نقطه مثبت داستان همین طرح باشد یعنی کودکی برای بازگشت پدر از دست داده اش برای او کاردستی درست می کند امیدوارم تجربه و تلاش بیشتر نویسنده این طرح خام را پخته تر و کاملتر گرداند

با آرزوی توفیق برای همه دوستانی که در عرصه داستان نویسی فعالیت می کنند