خوانندگان را درگیر کنید.

جزییاتی را بیان کنید که در راستای منظور اصلی باشد.

"از رفتار زن در آن رستوران شلوغ به راحتی می شد فهمید که می خواهد توجه مرد سیاه پوش غریبه را به خود جلب کند و در نهایت با خود می اندیشید که موفق شده است."

نویسنده برای کسب اطلاعات و جزییات دقیق تر در این صحنه اصلا وقت نگذاشته و تلاش نکرده است. این عبارات از لحاظ داستانی ضعیف بوده و به نظر می رسد قرار نیست چیز قابل توجه و هیجان انگیزی روی بدهد.

"مرد غریبه که رستوران را از نظر می گذراند ناگهان متوجه شد دختر جوانی با لبخندی روی لب به او خیره شده است. مرد پیراهنش را مرتب کرد و لبخندی تحویلش داد. "عجب پسر خوشتیپی!" دختر با خودش فکر کرد طرف اهل حال است اما مرد ناگهان سرش را برگرداند. دختر از خودش پرسید:"یعنی چی؟!" و سریع نگاهش را چرخاند. به صورت سایر آدم ها نگاه کرد. دنبال بهانه ای دیگر برای لبخند خشکیده روی لب هایش بود. پاهایش را روی هم انداخت، همان طور که در دبیرستان با دوستانش تمرین می کرد. فکر کرد درآن لحظه تنها کاری است که می تواند انجام بدهد."

در این نسخه کشمکش و تا حدی شخصیت پردازی وجود دارد. خواننده واقعا متوجه نخواهد شد که چه اتفاقاتی قرار است رخ بدهد و کدام مساله برای داستان مهم تر است. ما می توانیم جزییاتی مشخص تر و خصوصی تر ارایه بدهیم مثل رنگ لباس مرد یا نوع پوشش دختر اما این جزییات به خواننده کمک می کند؟ نه، هیچ کمکی.

توجه داشته باشید؛ بدون این که به طور مستقم بگوییم "دختر به نوعی شیفته ی مرد شده است." جزییات مطرح شده در عبارات فوق این مساله را تا حدی مشخص می کند. در ضمن به ذهن خواننده این اجازه را می دهیم تا جزییات دیگری را به داستان اضافه کرده و به خواندن ادامه می دهد.

*- از جزییاتی مفید و زبانی احساسی استفاده کنید!

"من خیلی از ورزش ها مثل اسکی، صخره نوردی و ... را دوست دارم اما در عمل فقط پینگ پنگ ورزش مورد علاقه ی من است."

مسخره است. این نوع نوشتن تنها نشان می دهد که شما سواد دارید. تنها نکته ی اصلی این که؛ شما پینگ پنگ را دوست دارید و مابقی اضافه است. اما این جملات نشان نمی دهد که شما تا چه حدی به این ورزش علاقه مندید و چه احساسی نسبت به آن دارید.

"پینگ پنگ واقعا ورزش مهیجی است. حرفه ای های این رشته معتقدند که واقعا مفرح بوده ولی درعین حال باید بسیار چابک، باهوش و با تحمل و صبور باشید."

پر از جزییاتی خشک و بی روح. راوی در این جملات جزییاتی را انتخاب کرده تا مشخصا و فقط بگوید پینگ پنگ را دوست دارد اما این مساله هنوز هم نمی تواند ذهنیت افرادی را که این ورزش را دوست ندارند تغییر بدهد.

"شاید به نظر شما پینگ پنگ به نوعی وقت گذرانی باشد اما برای حرفه ای های این رشته بردن یک مسابقه خیلی خیلی اهمیت دارد. آن ها افرادی فرز، چابک و از لحاظ بدنی کاملا قدرتمند و آماده هستند."

با این سبک نوشتن شما پینگ پنگ را از "نوعی وقت گذرانی" تبدیل به نوعی ورزش می کنید که برای حرفه ای شدن در آن باید "فرز، چابک و از لحاظ بدنی قدرتمند" باشند. این جزییات تصادفی انتخاب نشده و در راستای هدف اصلی راوی می باشد.

"حریفم خیلی فرز و چابک به نظر می رسید. آن چنان راکت را محکم گرفته بود که انگشتانش سفید شده بود. ان طرف میز پینگ پنگ ایستاده و من داشتم تمام تلاشم را می کردم تا شکستش بدهم."

در این نوع نوشتن، نیازی نیست راوی به ما بگوید که چقدر پینگ پنگ را دوست دارد یا این که تا چه حدی برایش جدی است. ما این مساله را از نوع نگاهی که به این ورزش دارد متوجه می شویم. جزییاتی که با دقت و ظرافت انتخاب شده. از قبیل فرز و چابکی حریف، انگشتان سفید و سعی و تلاش شخصیت برای بردن مسابقه همه و همه به خواننده کمک می کند. مخاطبان درگیری ذهنی با مساله پیدا کرده حتی تا جایی که در مورد ورزش پینگ پنگ تجدید نظر کنند. تفاوت دو نسخه ی آخر در این است که نوع دوم به زبان احساسی تر و نوع اول با زبانی تکنیکی تر به موضوع می پردازند.

پایان – موفق باشید.

این مقاله به زبان اصلی را می توانید در آدرس زیر مطالعه کنید.

http://www.jerz.setonhill.edu/writing/creative1/showing